قهرمان ميرزا عين السلطنه

3526

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

ماليات پس از ختم كلام گفتم با اين تفصيلات كه خودت مىگوئى سفيه شما هستيد كه آمده ماليات مىخواهى ، ابله من هستم اگر بگذارم دينارى بگيريد . عصر خواست برود جواب خواست گفتم همان است . صبح گفتم به يوسف بگو ماليات دهات حضرت و الا دو ماه است گرفته شده و طهران فرستادم . ماليات دهات اربابى آنچه گرفته شده نزد من امانت گذاشته‌اند ، من امروز نمىدانم به كه بايد داد . نگاه مىدارم تا معلوم شود . آنچه در محل باقى است صلاح الموتى را نمىدانم به شما بدهد و آنها از صلاحديد من خارج نيستند . پس به غير اين كار ديگر كارى دارى حاضرم انجام بدهم . براى چه در همچو وقتى آمديد گفت شهر ماندن نداشت . البته باز شما انعامى به ما مرحمت مىكنيد . معلوم شد اينها هم براى « تلكه » آمده‌اند يا از من يا از ماليات . تا خان بيايد و چه قماشى باشد . اين اخبار پريشان‌خاطرم كرده همه در طهران هستند به آنها از بابت آذوقه چه مىگذرد . اين چه بلائى است كه دست از ايران نمىكشد . ما گفتيم همه كارها تمام شد . حالا مىبينيم باز اول كار است . سالار الدوله سه‌شنبه نهم شوال المكرم - دهم درجه ميزان . مقارن ظهر يحيى وركى سيف الشريعهء الموت شادان خندان وارد قلعه شد . آقا ملا يحيى چه خوشحالى است كه داريد ، طهران به سلامتى فتح شد . كى فتح كرد ؟ حضرت سالار الدوله . خوب بنشين از كجا اين خبر را دارى . چند روز پائينها براى خريد گندم رفته بودم ، خوش خوشك تا حصار كونده راه طهران رفتم . پريروز هفتم تلفن به مهمان‌خانه زدند كه نزديك حضرت عبد العظيم جنگ ديگرى شد شكست خوردند . يپرم گرفتار و عصر وارد طهران شدند . مردم آبادى شادى كردند كه الحمد للّه سپاه سالار الدوله از اين راه نيامد و طهران فتح شد ، كارها خوب مىشود . مردم مردند از بس ظلم ديدند ، گندم گران خريدند . گفتم بعد از اين خبر ديگر چه خبر با تلفن رسيد . گفت هيچ و من صبح زود آمدم . خبر اگر راست باشد خدا به حال مردم طهران برسد . چه اوضاعى خواهد شد ( لولهنگ يقين دانه يك تومان شده ) . باز اگر مأمنى باشد پناهگاهى باشد همان سفارت‌خانه‌ها است . گاهى اين دسته بروند ، گاهى آن دسته . خدايا خودت رحم به حال ضعفا و فقرا كن . به واسطهء اغراض جمعى هوى و هوس جمعى بيست كرور مردم حيران و سرگردان ، گاهى دچار چپاول بختيارى ، گاهى گرفتار غارت كرمانشاهانى هستند . من ديگر چه بنويسم كه همان سكوت و ننوشتنم بهتر